عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

753

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

على مصائبك و غرّاك عن البكاء على نفسك ما لك ما ان ادركته شغلك بصلاحه عن الاستمتاع به و ان تمتّعت به نغصّه عليك ظفر الموت به : اى بشر گرفتار صبر تو بر دردت تا چند و تنديت بر گرفتاريت و مغروريت بر باز ماند از گريستن بر نفست تا كى تو را چه مىشود كه اگر چيزى از دنيا را بيابى آن چيز تو را از اصلاح و بهره برداريت از آن مشغول سازد و اگر هم احيانا از آن بر خوردار گردى پيروزى مرگ بر تو آن بر خوردارى را بشكند و از بين ببرد . 241 ما احقّ الإنسان ان يكون له ساعة لا يشغله عنها شاغل يحاسب فيها نفسه فينظر فيما اكتسب لها و عليها فى ليلها و نهارها : چقدر انسان سزاوار و نيازمند به آن است كه برايش ساعتى باشد كه در آن ساعت مشغول كنندهء او را مشغول ندارد در آن ساعت از خودش حساب بكشد و ببيند آنچه كه در روز و شبش كسب كرده بسود و يا بزيان او است ( اگر بزيان خودش كار كرده است آن را بتوبت و آمرزش خواستن از خدا تدارك كند ) 242 ما المغبوط الّا من كانت همتّه نفسه : لا يغنيه عن محاسبتها و مطالبتها و مجاهدتها : غبطه خورنده و رشك برنده نيست مگر كسى كه همّتش فقط صرف شهوت نفسش باشد آن نفس را باز ندارد از حساب از آن كشيدن و مطالبه كردن و با آن به پيكار بر خاستن ( چنين كسى نصيبش در قيامت جز حسرت و اندوه نخواهد بود ) . 243 ما المغبوط الّذى فاز من دار البقاء ببغيته كالمغبون الّذى فاته النّعيم و بسوء اختياره و شقوته : آن مرد مورد رشك و غبطهء كه از دار باقى آخرت بآرزوى خود رسيده است مانند آن كس نيست كه ببد برگزيدنش و بدبختيش نعمت آخرت را از كف داده است . 244 ما ولدتم فللتّراب و ما بنيتم فللخراب و ما جمعتم فللذّهاب و ما عملتم ففى الكتاب مدّخر ليوم الحساب : آنچه كه ميزائيد براى خاك و آنچه كه بنا مى كنيد براى خراب و آنچه كه گرد مى آوريد براى از بين رفتن و آنچه كه بجاى مى آوريد ثبت در كتاب است و براى روز حساب اندوخته مىشود . 245 ما المغرور الّذى ظفر من الدّنيا بادنى سهمه